Monday, July 23, 2012 1:29 AM
از وقتی که دور از خانواده زندگی میکنم به آشپزی و درست کردن شیرینی و اینها علاقمند شدم و پیشرفتهای زیادی هم کردم.
دیروز قصد درست کردن کیک را داشتم که یک دفعه یک ایده به فکرم رسید.

نمیدانم با تحقیقات دکتر ماسارو ایماتو آشنایی دارید یا نه. ایشان یک فوق پرفسور ژاپنی هستند که آرمایشی به صورت زیر انجام داده اند:

مقداری آب را در ظرفی ریخته سپس افکار مثبت یا کلمات زیبا را بر آن آب می‌خواند یا القا می‌کند و بلافاصله آب را منجمد کرده و از مولکول های یخ عکس می‌گیرد . همین کار را با همان آب و این بار با کلمات منفی یا افکار زشت تکرار می‌کند . او معتقد است تصویر اول شکل هندسی شش‌وجهی زیبایی دارد و تصویر دوم فاقد شکل منظم هندسی است و اصلاً زیبا نیست
من هم به فکرم رسید که قبل از قرار دادن کیک در فر، کلمات متفاوتی به آنها بگویم و نتیجه را بررسی کنم.

به سینی اول قبل از قرار دادن در فر، گفتم:
دوستت دارم ای کیک زیبا و خوشمزه. عاشقتم.

به سینی دوم گفتم:
کیک زشت بدمزه. ازت متنفرم. جات توی سطل آشغاله.

و بعد هر دو رو در شرایط کنترل شده در فر قرار دادم. در این مدت دل توی دلم نبود که نتیجه چی میشه. وقتی در فر رو باز کردم و دو سینی رو بیرون آوردم از حیرت نزدیک بود فریاد بزنم. اجازه بدید چیزی نگم و فقط عکس دو کیک رو در زیر بیارم:


کیک اول که بهش حرفهای مثبت زدم



کیک دوم که بهش حرفهای منفی زدم


هنوز از نتیجه آزمایش در شوک هستم. قصد دارم این نتیجه رو به همراه مستندات برای چند ژورنال معتبر علمی ارسال کنم.
من فکر میکنم دنیای ما خیلی بیشتر از اون چیزی که فکر میکنیم به هم پیوسته و عجیب هست. قطعا ماده نمیتونه توضیح دهنده همه چیز باشه. ما به چیزهایی با غرور لقب بی جان دادیم و خودمون رو از اونها برتر دونستیم ولی اونها هم جون دارند و همه ما جزیی از یک کل خارق العاده هستیم.
Permalink  ▫ 

لینکها:
صفحه اول وبلاگ  ▫  بالاترین

لینکدونی:

وبلاگها:

جدیدترین پستها:
از وقتی که دور از خانواده زندگی میکنم به آشپزی و د...  ▫   ّFloor Exercise  ▫   یکی از چیزهای مورد علاقه ی آدمهای علاقمند به متافی...  ▫   Cognitive Dissonance  ▫   گوش کنیدمتنش  ▫   David Frost: Are you really saying the President c...  ▫   چرا از مرگ ندا بیشتر اندوهگین می شویم؟  ▫   Hometown GloryRound my hometownOoh the people I’ve...  ▫   ENEMY: I don't have to ask. You brought them here....  ▫   finger quote  ▫  

آرشیو:
May 2005  ▫   June 2005  ▫   July 2005  ▫   August 2005  ▫   November 2005  ▫   February 2006  ▫   March 2006  ▫   April 2006  ▫   May 2006  ▫   June 2006  ▫   July 2006  ▫   August 2006  ▫   September 2006  ▫   October 2006  ▫   November 2006  ▫   December 2006  ▫   January 2007  ▫   February 2007  ▫   March 2007  ▫   April 2007  ▫   May 2007  ▫   June 2007  ▫   July 2007  ▫   August 2007  ▫   September 2007  ▫   October 2007  ▫   January 2008  ▫   February 2008  ▫   March 2008  ▫   April 2008  ▫   July 2008  ▫   August 2008  ▫   September 2008  ▫   October 2008  ▫   November 2008  ▫   January 2009  ▫   April 2009  ▫   May 2009  ▫   June 2009  ▫   November 2009  ▫   February 2010  ▫   October 2010  ▫   May 2012  ▫   July 2012  ▫   Current Posts